سفرنامه استرالیا 1

میخوام از اونجا شروع کنم که یکماه گذشت و ویزای ما نیومد و ما هم دیگه بیخیال رفتن شدیم و پروازمون رو هم با کسر نفری 50 دلار کنسل کردیم. 4 روز بعد از پروازی که کنسل شد از سفارت زنگ زدن و گفتن ویزاتون اومده!! اونروز دوشنبه 23 آبان بود. یکروز قبل از عید غدیر و همه پروازهای داخلی پر. همون موقع زنگ زدم به آژانسی که پرواز امارات رو قبلا ازش گرفته بودیم و گفتم اولین تاریخی که برای سیدنی پرواز هست چه تاریخیه و اونم گفت همین پنجشنبه جا هست. پرواز رو رزرو کردم و تا ظهر پولشو پرداخت کردم. حالا مونده بود پرواز ماهشهر به تهران که همه پروازها پر بود. خلاصه هرچی تلاش کردیم از ماهشهر پرواز گیر نیاوردیم و به لطف یکی از اقوام برای سه شنبه عصر از اهواز به تهران پرواز گرفتیم. مجبور بودیم سه شنبه پرواز بگیریم چون باید صبح چهارشنبه سفارت می بودیم برای گرفتن ویزا. حالا تصور کنین که ما تا دوشنبه عصر سر کار بودیم و فقط دوشنبه شب وقت داشتیم برای بستن چمدون و بقیه کارها. به هر زحمتی بود خودمون رو برای سه شنبه ساعت 4 رسوندیم اهواز و ساعت 8 تهران بودیم. چهارشنبه صبح ساعت 9 جلوی در سفارت بودیم. خودم رفتم داخل و بعد از چند دقیقه منتظر شدن خانومه صدام کرد و پاسپورتها رو دادم و ویزا رو چسبوند توش. بعدش گفت شما ویزاتون یکم دیر شد و ظاهرن همین هفته هم دارین میرین چرا اینقدر عجله دارین؟! گفتم چون برای عروسی برادرم داریم میریم . گفت واقعا؟؟ حالا کی هست؟ منم گفتم هفته آینده... و با خودم فکر کردم که ما اینهمه توضیح و کارت عروسی و اینا دادیم بهشون تازه میپرسه برای چی میخواین برین!

پنجشنبه ساعت 9 شب پروازمون بود. هرچی سعی کردیم که حداقل برای برگشتمون پروازی رو بگیریم که با ایرباس 380 باشه نشد چون همش پر بود. هواپیمامونایرباس 330 بود با هواپیمایی امارات. 2 ساعت تا دبی راه بود و بعد تو فرودگاه دبی در ورودی سالن arrival یه خانومی ایستاده بود و مثل شوفرا توی ترمینال داد میزد سیدنی سیدنی. ما هم همراه خانوم سیدنی رفتیم و بلافاصله سوار هواپیمای بعدی شدیم اینبار بویینگ 777-300ER . داخل هواپیما همه چیز عالی بود هم مهماندارای مهربونی داشت که کلی هم سرگرمی برای آوا آوردن و هم خود هواپیما سرگرمیهای خوبی داشت. خدا رو شکر آوا 8 ساعتی خوابید و اون 14 ساعت پروازی که همش هولشو داشتم نسبتا زود گذشت. ساعت 12 و خورده ای به وقت سیدنی رسیدیم فرودگاه سیدنی. فرودگاه نیمه تعطیل بود و همه جا ساکت بود. جالبه که فرودگاه از حوالی نیمه شب تا 4 صبح تعطیله! برادرم و خانمش اومدن استقبالمون و رفتیم خونه.

اون شب خوابیدیم به امید اینکه فردا صبح بریم گردش ولی وقتی چشمامونو باز کردیم ساعت 3:30 بعدازظهر بود و ما بیشتر از 12 ساعت خوابیده بودیم!! این روال گیجی و تنظیم نبودن خواب تا یک هفته ادامه داشت. یک شب که تا صبح خوابمون نبرد و 6 صبح تا 9 صبح خوابیدیم. چند روز هم آوا همش 4 صبح بیدار میشد و دیگه نمیخوابید تا ساعت 8 صبح که دوباره میخوابید. خلاصه ساعت بیولوژیکی بدن بدجوری قاط میزنه...

از اونجا که داداش و زن داداش هردو دانشجو هستن و باید میرفتن دانشگاه ما مجبور بودیم خودمون با قطار شهر رو کشف کنیم...

بعدا نوشت: 5 دی یا همون 26 دسامبر سالگرد یکسالگی لاجمنتمونه....به خودم تبریک میگم که یکسال گذشت!!از خود راضی

 

/ 15 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي

چه خوب كه تصميم داري بنويسي. جاي سفرنامه توريستي خالي بود تو اين وبلاگها. اينكه گفتي آدم يه هفته گيجه، واسه همه پيش مياد؟ نمي تونم تصور كنم كه آدم براي هاليدي بياد ايران و همش خواب باشه!

آيدين

مرسي بابت توضيحاتي قشنگي كه نوشتين [گل] اگه امكان داشته باشه ميتونم سوال كنم كه چرا نمي خواستين سوار هواپيماي ايرباس 380 نشين ؟ اين هواپيما در حال احاضر جزو مدرن ترين و جديد ترين هواپيماي دنياست. بي نهايت ممنونم [لبخند]

امیر حسین

سلام . سفر بی خطر . من شدیدا" منتظر بقیه ماجرا هستم . فقط تورو خدا زود تر .

rahamishavam

خوشالم خوش گذشته...منتظر بقیه اشیم...

آیسان

واااای مریم خیلی خوشحالم که رفتی وخوش گذشته بهتوووووووووون منتظر بقیه سفرنامت هم هستمممممممممممم ایشالا زودتر ویزای اصلی تون بیاد

ندا

خداروشکر که جور شد و رفتید ایشالله یه روز ساکنش شید و همش با ایرباس 380 برید و برگردید

آيدين

مرسي از لطفتون واقعاً [گل] پوزش ميخوام كه من مطلب رو كمي سريع خوندم [لبخند] بجاش فوريه با هواپيماي ايرباس آ 380 با يكي از دوستان عزيز فروم دارم ميرم سيدني و حتماً جاي شما و خانواده رو خالي خواهم كرد تا زماني كه خودتون تشريف بيارين [گل]

Neda

مرسی که سفرنامه ات رو با هممون شیر میکنی من که کلی لذت میبرم . خیلی دوست داشتم بدونم لحظه ای که رسیدی و تو مسیر شهر رو میدیدی برات چطور بود؟ چه حسی بود؟

hamid

با سلام خواهشا پاسخ ایمیلم را بدهید یک ایملیل برای شما ارسال کردم سپاس