آنسوی آبها 7

این روزا دارم نوع جدیدی از زندگی در استرالیا رو تجربه میکنم، صبح زود از خونه میرم بیرون و عصر برمیگردم. خیلی سرم شلوغه و اصلا وقت ندارم.

میرم تیف دوره جاب پلیسمنت...خیلی دوره خوبیه و هر روز کلی چیز جدید یاد میگیرم و البته کلی تکلیف و درس و مشق دارم!

مدرسه آوا هم که شروع شده و هر روز یه کاری ازمون میخوان.

خلاصه اینکه وقتم خیلی کمه. علت کم نوشتنم هم همینه. کلی حرف هست برای گفتن ولی واقعا وقت کم میارم. باشه تا سر فرصت براتون بنویسم. ببخشید دیگه...

فقط اومدم علت نبودنم رو توضیح بدم و معذرت بخوام از اینکه کامنتها رو دیر جواب میدم.

همه چیز خوب پیش میره و ما روز به روز بیشتر به اینجا عادت میکنیم.

خوشبختانه دوره دلتنگی زودگذر بود و گذشت و الان دیگه احساس دلتنگش نمیکنم.

کلی هم دوستای خوب اینجا داریم که از معاشرت باهاشون لذت میبریم.

تا بعد 

/ 15 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلام می خواستم بدونم برای دخترت واکسیناسیون تکمیلی لازم نبود؟ من به جز واکسنهای لازم واکسن اظافه دیگه ای به پسرم نزدم. ممنون

اورایاد

خوش باشین

فریبا

مریم جون میشه راجع به این دوره بیشتر توضیح بدی

bahareh

شاد باشید دوست من.خوشحالم ک همه چیز اوکی است براتون

olina

امیدوارم همینطور اوضاع بر وفق مرادت باشه مریم جون. خوشحالم که می بینم زندگیت در کشور جدید داره روال عادی خودشو طی می کنه.

مامان آوا

سلام. از مطالبتون خوشم اومد. با اجازتون شما رو اد کردم.

فریما

زیاد منتظرمون نذار [چشمک]

آذر

سلام خوشحالم که دلتنگیهات رفع شده.همیشه شاد باشی و درحال جنب وجوش وبرای آوای عزیز هم آرزوی بهترینها رودارم. می دونید حالا که حرف از مدرسه رفتن آوای عزیز تو یک محیط سالم ومتفاوت شد باید بگم از نظر من وخیلیهای دیگه شما مادر نمونه ای هستید با این همه سختی آینده وسرنوشت دخترتون رو از نو رقم زدید.خسته نباشید.

افسانه

سلام مریم جون. خیلی کار خوبی کردی که از خودت یه خبری دادی. چه خوب که دوره دلتنگی زود گذشت. ما رو از خودت بی خبر نذاریااا. [خداحافظ]

رامین

تورو خدا یه خورده بنویس مردیم دیگه بس که چکت کردیم و خالی بودی بابا آخر شب که یه رب ساعت وقت میکنی آخه