آنسوی آبها 14 -محیط کار

این پست رو میخوام درمورد تجربه خودم از محیط کار در استرالیا بنویسم. فکر میکنم برای کسانی که قصد مهاجرت به استرالیا رو دارند جالب باشه بدونن اینجا در محیط کار چی میگذره.

اول از همه اینکه ساعات کاری تو هر شرکتی متفاوته ولی معمولا بین 8.5 صبح تا 5 بعداز ظهره. بعضی از شرکتها Flexible hours دارن که خب به نظرم بهتره. یعنی به شما میگن مثلا هردو هفته باید 76 ساعت پر کنی. حالا دیگه دست خودته که این ساعات رو چطور تو هفته تقسیم کنین. میتونی یه روز تا ساعت 7 بمونی یه روز تا ساعت 1 ولی به هرحال باید مجموعا 76 ساعت رو بمونی. بعضی دیگه شرکتها هم مثل شرکت ما Fixed hours دارن که خب مسلما مثل قبلی قابلیت جابجایی و انعطاف نداره. ساعت کاریه من از 8.5 تا 5 عصره بعلاوه 1 ساعت برای ناهار یعنی روزی 7.5 ساعت کار برای من منظور میشه. حالا اگه برای ناهار نیساعت در نظر بگیرن معمولا ساعت کاری از 9 صبح تا 5 عصره.

تفاوت فاحشی که اینجا با شرکتی که من قبلا تو ایران کار میکردم داره اینه که اینجا از سیستم کارت زنی و این حرفا وجود نداره بلکه این خودت هستی و وجدان خودت که کی بیای کی بری و چقدر کار کنی. مثلا اگه من صبح ساعت 10 برسم یا 8.5 کسی متوجه نمیشه یا اگه برای ناهار یکساعت وقت بذارم یا دو ساعت باز کسی متوجه نمیشه ولی اصل بر اعتماده و خب منم پیش خودم احساس عذاب وجدان میکنم اگه از این اعتماد سوءاستفاده کنم.

تفاوت دیگه در سلام و احوالپرسیه. منظورم از این جمله اینه که اینجا وقتی صبح وارد اداره میشی با همه سلام علیک نمیکنی. روزای اولی که رفتم سرکار انتظار داشتم مثل ایران هرکسی که وارد میشه به همه سلام کنه و چاق سلامتی و این حرفا بعدا دیدم که نخیررررر!! هرکسی از راه میرسه بدون هیچ حرفی میره میشینه پشت میزش!منم با خودم فکر میکردم که اینا چقدر آدمای unfriendly هستن. یه مدت که گذشت فهمیدم که نه اصلا هم unfriendly نیستن بلکه اینجا اینطوری مرسومه. یعنی اینجوری بگم که تا چشم تو چشم نشین با کسی سلام نمیکنه. مثلا فکر کنین صبحها آقایی که میزش دومتریه منه وقتی از راه میرسه میشینه پشت میزش و حتی یه نگاه هم به من نمیکنه. حالا تو ایران صبح که از راه میرسیدیم اول با همه سلام علیک میکردیم درمورد کل اتفاقات روز گذشته صحبت میکردیم و....خب آدم از اون سیستم میاد تو این سیستم اولش هنگ میکنه دیگه!

یه نکته مهم اینه که اینجا وقتی دو نفر مثلا ایستادن توی آشپزخونه شرکت دارن با هم صخبت میکنن و شما وارد آشپزخونه میشین نباید حتی سلام کنین. یعنی خیلی بده که وسط حرف زدن دو نفر شما چیزی بگین حتی اگه نگاه اونطرف به شما افتاد مثل رسم خودمون نیست که یه سری تکون بدیم. کلا به قول خودشون intrrupt کردن کسی اینجا پسندیده نیست مگر اینکه دیگه خیلی ضروری باشه.

همونطوری که احتمالا میدونین اینجا از آبدارچی خبری نیست و شرکتها یه آشپزخونه دارن که مایکروفر و دیش واشر و قهوه ساز و کتری برقی و اینجور چیزا توش هست بعلاوه چای کیسه ای و قهوه و نسکافه و شکر و شیر. هرکسی برای خودش قهوه یا چایی درست میکنه و میخوره و بعد ظرفش رو میذاره تو دیش واشر و آخر روز معمولا اونو روشن میکنن تا برای روز بعد ظرفها تمیز باشن. اینکه کی ماشین ظرفشویی رو روشن کنه کی ظرفها رو دربیاره و تو کابینت بچینه کی آشپزخونه رو مرتب کنه اصلا قانون خاصی نداره. پرسنل خودشون این کار رو انجام میدن. یعنی هرکس که میبینه مثلا روی میزها ظرف غذا مونده یا شیر از یخچال بیرون مونده و.... خودش مرتبشون میکنه.

موقع ناهار تنها وقتیه که همکارها گپی با هم میزنن و درمورد مسایل مختلف صحبت میکنن. بقیه موارد هرکسی سرش تو کار خودشه و واقعا کار میکنه. یکساعت ناهار رو هم میشه توی شرکت گذروند میشه رفت بیرون. من و یکی از دوستام معمولا ناهارمون رو بیرون روی نیمکتهای پارک میخوریم و بعدشم میریم پیاده روی. شرکت ما کنار رودخونس و واقعا جای قشنگیه برای پیاده روی و اینکه یه حال و هوایی عوض کنی.

معمولا همه بیشتر از ساعت 5 میمونن و اینجوری نیست که سر ساعت 5 همه برن. درمورد اضافه کاری هم به این صورته که اگر از شما خواسته باشن که بمونی چون باید تا فلان تاریخ پروژه اماده تحویل بشه، اضافه کاری رو میتونی claim کنی و بهت پرداخت میکنن ولی اگه همینجوری کسی خودش بمونه بدون اینکه لازم باشه از اضافه کار خبری نیست.

Dress code توی شرکت ما formal هست برای روزای دوشنبه تا جمعه و smart casual برای جمعه ها. اسمارت کژوال هم یه چیزی بین فرمال و کزواله. یعنی مثلا تیشرت و شلوار جین اشکالی نداره ولی نه اینکه شلوارک بپوشی بیای شرکت.

اوزیها عاشق آخر هفته و باربیکیو و خرید هستن. یعنی از اول هفته که میشه منتظر آخر هفته هستن و برای همین جمعه ها به هم میگن Happy Friday یعنی جمعه ها از خوشحالی دارن پس میفتن که فرداش ویکنده!! برای همین جمعه ها توی شرکت این جمله "هپی فرایدی" رو زیاد میشنوی.

دیگه براتون بگم که اینجا اگه توی محیط کار با کسی مشکل داری یا نمیتونی باهاش کار کنی حتما باید اول به خود شخص و اگه فایده نداشت به مدیرت بگی. یعنی اگه مثلا کارت به موقع آماده نشد یا مشکلی پیش اومد و بعدا گفتی به خاطر این بود که فلان شخص فلان مشکل رو داشت بهت میگن چرا همون موقع نگفتی؟؟ اینه که اینجا رودربایستی و این حرفا رو باید گذاشت کنار و صریح و رک بود.

مسایل مربوط به safety اینجا بسیار اهمیت داره و وقتی جایی استخدام میشی اول از همه باید درمورد نکات ایمنی آموزش ببینی. برای ما یه جزوه آموزشی بود روی شبکه داخلی شرکت که باید میخوندیم و بعد یه تست آنلاین رو جواب میدادیم. مسایلی مثل اینکه موقع آتش سوزی باید چیکار کرد، راههای خروج اضطراری، محل تجمع و....و البته نکات ارگونومیک درمورد چطور نشستن و کار کردن و نکات مربوط به سلامتی.

در آخر یه مطلب خنده دار و یا شاید هم تاسف برانگیز بگم:

هر دو ماه یکبار ما یه میتینگ کلی داریم که همه کارمندای شرکت هستن و مسوول ایمنی و سلامت گزارشی از حوادثی که رخ داده و علت اون و راههای پیشگیری از تکرارش ارایه میده. خب بخشی از بچه های ما هم در سایت کار میکنن و این گزارش شامل اونا هم میشه. اما مطلب خنده دارش برای من لیست حوادث بود:

1-یه نفر موقعی داشته در حالت نشسته توی سایت کار میکرده و وقتی میخواد بایسته کمرش به یه زایده ای که از نمیدونم کجا زده بوده بیرون میخوره و یکم خراشیده میشه!

2- یه نفر موقع راه رفتن توی سایت پاش پیچ میخوره!

3- یه نفر موقع پایین اومدن از پله های اداره جون یه جعبه بزرگ دستش بوده از چندتا پله لیز میخوره میفته هیچیشم نمیشه. برای همین گفتن دیگه وقتی از پله ها بالا پایین میرین بسته ای رو حمل نکنین که حتما دستتون رو به ریل کنار پله بگیرین!

وقتی داشتم گزارش رو گوش میکردم به این فکر میکردم که توی شرکت ما تو ایران در یک روز سه نفر کشته شدن به خاطر نبودن آموزش کافی و امکانات ایمنی و البته نفر چهارم هم تا سرحد مرگ پیش رفت. اگه همچین حادثه ای اینجا اتفاق میفتاد کلا شرکت رو درش رو تخته میکردن. تعریف اینا از حادثه چیه و تعریف ما تو ایران چی بود. این مواردی که اینجا به عنوان حادثه ذکر میکنن و دنبال علت و ریشش میگردن و راهکار ارایه میدن برای پیشگیری از تکرارش، اونجا اصلا جز دسته بندی حادثه حساب نمیشه!

داستان توی شرکت ما در ایران از این قرار بود که یک درام نیتروژن رو توی سایت تخلیه کرده بودن و میخواستن که فلاشینگ انجام بدن. دقیقا نمیدونم کلاه یا یه چیز دیگه از یکی از بچه های بهره برداری داخل درام میفته و اون هم بی خبر از اینکه اکسیژنی توی مخزن وجود نداره وارد درام میشه. چند لحظه بعد بیهوش میشه و میفته. نفر بعدی برای نجات نفر اول میره و اونهم بیهوش میشه. نفر سوم  هم میره و میفته و نفر چهارم  و بالاخره آتش نشانی و آمبولانس میرسن و ...

سه نفر میمرن و نفر چهارم ریه اش به شدت آسیب میبینه. به همین سادگی سه نفر جوون که یکیشون هم منتظر به دنیا اومدن فرزندش بود جونشون رو ازدست دادن.

بعضی وقتا فکر میکنم اگه اینا همچین چیزی بشنون براشون غیرقابل تصوره چه برسه که بخوان باور کنن!

پ ن: یکی از دوستان خوب گفتن که مرگ در مخزن نیتروژن به خاطر نبودن اکسیژنه نه بخاطر سمی بودن نیتروژن. با تشکر از دوست خویم علی، متن قبلی رو تصحیح میکنم.

/ 27 نظر / 110 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جهان

سلام خدا رو شکر میکنم که از دغدغه ها بی انظباطی در ایران نجات پیدا کردید ... از همکاران بندرامامی شما هستم که اگر خدا بخواد دارم برای اقامت استرالیا اقدام می کنم...

مهتاب 0

مریم جون به نکات خیلی ظریفی اشاره کردی.دونستن این موارد اجتماعی خیلی اهمیت داره.واقعا ممنون[گل]

هانیه

Tnx a million. [گل] & sorry to write "write" instead of read in the previous comment!

گلهای زندگی من

سلام دوست گلم خوبی؟خوشی؟ چقد اطلاعات مفیدی در اختیارمون گذاشتی دستت درد نکنه امیدوارم همیشه دلت شاد شاد ولبت خندون باشه[ماچ][قلب]

مامان معین

بسلامتی حسابی تکمیل نوشتید.. خیلی خوشحالم با وبلاگتون اشنا شدم... روزگارتون شیرین اگه سوالی داشتم میپرسم توی وقت اضافه فرصت کردین جوابش رو بدین

علی

ممنونم مریم جان از مطلب خوبت. استفاده کردم. البته همونطور که اورایاد گفت در مورد محیط های کاری اداری تر بود. تفاوت هم بین شرکتهای مختلف هست. ما سیستم کارت زنی سفت و سختی داریم.

حسین

سلام من و همسرم و دخترم هم تا دو سه ماه دیگه عازم بریزبن هستیم با ویزای 190و سوالات زیادی داریم و ممنون میشم اگه نظر شما را بدونم 1- دختر من دوم دبیرستان است و در دبیرستان سمپاد ( تیزهوشان) درس می خونه . سوابق تحصیلی د رایران برای اون چطوری در ادامه تحصیلش در استرالیا تاثیرداره ؟ آیا اونجا هم برای اینکه بعدا در دانشگاه پزشکی بخونه باید در دبیرستان انتخاب رشته ( مثلا تجربی یا ریاضی) داشته باشه؟ و آیا نمرات اینجا ملاک برای این انتخاب است؟ و با توجه به اینکه ویرای PR داریم هزینه های دانشگاه دخترم چگونه خواهد بود ؟ من شنیدم بعضی از دانشگاهها توسط commonwealth حمایت نمیشن و ممکنه مجبور بشیم شهریه را پرداخت کنیم ممنون

Dan

ازت تشکر میکنم به خاطر وبلاگ زیبات . راستی اگه میشه عکس هم بزار . همیشه موفق باشی و امید وارم چیزی رو که دنبالش بودی تونسته باشی تو کانادا به دست بیاری ، چون : """"" اهداف آدمها مهم ترین هدف مهاجرت اونهاست """"" ( مدیونه کسی که فکر کنه این جمله ی بالا رو از جایی برداشتم ، چون مال خودمه و طبق قانون کپی رایت لطفا جایی به اسم خودتون منتشر نکنید !!!! ) [دلشکسته]

Dan

فکر کنم تو نظر قبلی ام به جای استرالیا نوشتم کانادا شما [گریه] حالا دیگه خودتون اطلاح کنید بی زحمت[خجالت][وحشتناک]

گلهای زندگی من

سلام مریم جان خوبی؟ امیدوارم همیشه تنت سالم ولبت خندون باشه[ماچ][قلب]