آنسوی آبها 13- خسته خسته خسته

گفتم فقط بیام عرض ادبی کنم و بگم که هستم یعنی هستیم و خوبیم فقط خیلی خستم خیلی.

از اول جولای تا همین الان 60 ساعت اضافه کاری داشتم یعنی تقریبا هرروز ساعت 7 از شرکت اومدم بیرون و سه تا شنبه هم سرکار بودم!!!

اصافه کاری اجباری درواقع. یعنی وقتی کار هست مجبورم بمونم :(

یکشنبه ها هم معمولا با دوستان میریم گردش و به خاطر دخترم مجبورم برم چون حوصله اش سر میره و خسته میشه. بنابراین اصلا وقت استراحت نداشتم.

خلاصه امروز بعد از یه ماه و خرده ای فرصتی شد که من یه آخر هفتم برای خودم باشه که اونم البته بیشترش به نظافت و خرید و انجام کارای عقب مونده گذشت.

حالا غرض از اینهمه پرحرفی نه نق زدن و ناله کردن بود نه هیچ چیز دیگه. فقط یه توضیح بود برای شما خوانندگان و همراهان همیشگی عزیز من که بدونین من فراموشتون نکردم و بازم مینویسم و البته عذرخواهی به خاطر کم نوشتنم.

خیلی وقتا یه چیزایی میاد تو ذهنم که اینجا بنویسم ولی وقتی میرسم خونه دیگه رمقی برای نوشتن ندارم. میذارم برای آخر هفته که بعضی وقتا میشه و بعضی وقتا نمیشه.

امیدوارم ماه آینده فشار کاری کمتر بشه تا وقت منم آزادتر بشه برای بروز کردن وبلاگ.

میام دوباره ;)

/ 7 نظر / 18 بازدید
مهناز

خداقوت عزيزم

هانیه

چه خوب که کاری هست که شما رو خسته کنه [چشمک] ایشالله که فرصت استراحت هم زیاد زیاد پیش بیاد برات. مرسی که می نویسی... راستی... خس س س ته نباشی ی ی!!! [گل]

نسیم دانمارک

مریم جان خسته نباشی و همینطور موفق باشی

میترا

قابل درکه. همه ی بچه هایی که رفتن استرالیا دیگه وقت نمی کنن وبلاگ هاشون رو آپدیت کنن. بالاخره زندگی جدید و کار جدید توجه بیشتری رو می طلبه. موفق باشی مریم خانم[لبخند]

بهاره

مریم جون خوشحالم که سرت شلوغه و مشغول زندگی و کار هستی و همین که وقت نمیکنی بیای اینجا بنویسی عالیه چون نشون میده داری از لایه های مهاجرت بخوبی عبور میکنی.بهرحال برات آرزوی موفقیت و شادی در کنار اقا محمد و آواجون دارم.یاد پارسال این موقع بیفت که هنوز درگیر شکایت و ارسال ایمیل به آفیسر بودی...ما هنوز منتظریم ;(

ساناز

سلام مریم جان.خوشحالم سرت به کار و موفقیت گرمه.ما باز هم منتظر مطالب خیلی خوب ومفیدت هستیم.[گل][گل]

زهرا

سلام مریم جان خیلی خداقوت وخسته نباشی.از خواننده های خاموشت هستم ولی انقدرپست قبلی برام جالب بودوعالی وروان شناسانه نوشته بودی که خواستم تشکرکنم .البته به نظر من اعتقادراسخ داشتن به خدایی که همیشه هوای بنده هاش روداره وتوکل وارتباط داشتن بااوهم عامل اصلی درکم نیاوردنه.درپناه خداباشید.