آنسوی آبها 16 - ایران نوشت

همونطور که از عنوان این پست معلومه این پست درمورد سفر به ایرانه.

بعد از چهارده ماه سفری یکماهه به ایران داشتیم و برام خیلی جالب بود که ببینم احساسم بعد از چهارده ماه زندگی در استرالیا نسبت به ایران چیه. خب اولین چیزی که خیلی به نظرم اومد شیوه رانندگی بود. یعنی وقتی توی تاکسی مینشستیم یا حتی توی ماشین دوست و فامیل از ترس سکته میزدیم. تعجب میکردم که چطور تا یکسال پیش من تو این شرایط رانندگی میکردم و تصادف نمیکردم! نکته جالب دیگه این بود که آوا سوار هرماشینی که میشد ازمون میخواست که کمربندش رو ببیندیم و تعجب میکرد اگه کسی کمربند نمیبست.

موضوع دیگه ای که برامون خیلی مشخص بود آلودگی هوا بود. یعنی بوی دود رو راحت تشخیص میدادیم و من هم که از روز اول سرما خوردم و سرفه هام تا امروز که یه هفته از برگشتنمون میگذره ادامه داره. من به هوای خشک و الوده خیلی حساسم و اگه سرفه هام شروع بشه و تو اون شرایط بمونم شاید چندین ماه طول بکشه تا خوب بشم.

بی حوضلگی و بداخلاقی فروشنده ها و راننده تاکسیها و ... هم موضوع دیگه ای بود که برامون نمایان بود.

درسته که سالها تو همین شرایط زندگی کرده بودیم ولی حالا بعد از مدت کمی زندگی یه جای دیگه این موترد بیشتر خودشو نشون میداد.

چهار هفته ایران بودیم که این 28 روز بین سه شهر اهواز ماهشهر و اصفهان تقسیم شد. کلی کار داشتیم و همش در حال بدوبدو بودیم. اینجا همه میپرسن هالیدی خوش گذشت ؟ درصورتیکه ما هالیدی نداشتیم اصلا. بیشتر وقتمون به انجان کارایی که موقع رفتن نرسیده بودیم انجامشون بدیم گذشت.

خلاصه اوایلش خوب بود و کلی از دیدن دوستان و فامیل خصوصا خواهرم خوشحال بودیم ولی هفته اخر دلمون برای بریزبین هم تنگ شده بود و من شخصا دلم میخواست که برگردم اگرچه رفتن از کنار خواهرم برام واقعا سخت بود. روز خداحافظی دوباره دچار احساسات ضد و نقیض شده بودم و توی راه همش فکر میکردم که همه چی رو ول کنم و برگردم پیش خواهرم ولی از طرفی اصفهان برام تبدیل به یک شهر خسته کننده و غمگین شده بود که نمیتونستم بیشتر توش بمونم.

حالا که برگشتم دوباره عقلم سرجاش اومده و اون احساسات هیجانی و مخرب فروکش کرده. دوباره خوشحالم از اینکه اینجا رو برای زندگی انتخاب کردم و دخترم رو از اون هوای آلوده و شرایط سخت نجات دادم.

همچنان برای بهتر شدن و شادتر زیستن تلاش میکنیم.

 

پ ن: دوستان خوبم باید ببخشید که جواب کامنتها رو خیلی دیر دادم. این مدت واقعا سرم شلوغ بود.

/ 14 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

سلام مریم خانم. من از خوانندگان خاموش وبلاگ شما هستم که البته با یه پست که چند دقیقه قبل گذاشتم از خاموشی دراومدم,[لبخند ] امیدوارم همیشه شاد و سربلند در کنار خانواده باشید . میخواستم اگه امکان داره در مورد کار مهندسان شیمی در بریزبین اطلاعاتی دارید بنویسید. چون من پروسه مهاجرتم رو شروع کردم میخواستم ببینم اونجا کار واسه این رشته هست و اینکه از بدو ورود با توجه به رشتم حدودا چقدر طول میکشه کار پیدا کنم. ضمنا اگر رزومم رو برای کسی تو استرالیا بفرستم میتونه واسم جاب آفر بگیره. چون یکی از دوستان بزودی قراره بیاد بریزبین.  با تشکر ]

سعید

سلام خسته نباشد. بطور اتفاقی به خانه مجازی شما رسیدم. سر زده وارد شدم و واقعا از مطالب شما استفاده کردم. واقعا متشکرم از حسن صداقت شما. به امید خدا اگر کار من و همسرم به خوبی پیش بره شاید در اینده نزدیک هم استانی بشیم. البته کمی دور تر از شما. من دو سوال داشتم که اگر زحمت نیست دوست داشتم شما به ان پاسخ بدید. من در ایران کار فنی انجام می دم. کارهای مربوط به جریان ضعیف از جمله نصب دوربین مداربسته. کابل کشی و سیم کشی و لوله کشی تلفن . شبکه... و همینطور برقکاری 10 سال سابقه کار دارم. بنظر شما اونجا برای ورود به بازار کار حتما باید در کلاسهای تافه برای. گرفتن لایسنس شرکت کرد؟ من تافه کویزلند ایمیل زدم جواب ندادن. دوم در مورد شهر توومبا است که در نزدیکی کویزلند ما قرار انجا اقامت کنیم شما اطلاعی در مورد این شهر دارید؟ متشکرم ببخشید طولانی شد.

سعیده

سلام مریم جون من از خیلی وقت پیش خواننده وبلاگت بودم ولی این اولین باره دارم مینویسم. خواستم بگم ما هم دقیقا همین احساس رو داشتیم وقتی که بعد از 15 ماه برگشتیم ایران و واقعا دلم برا آدلاید و هواش و حتی خونمون تنگ شده بود.

عادله

خوشحالم که راضی هستی. راستی اگه بار فریت کردین از تجربه ش بنویس ما هم بدونیم چجوریاست

بهار

مریم جان من با دو تا بچه هام عازم سیدنی ام ان شالله ممنون که عزمم رو با نوشته هات راسخ کردی...

شايسته

حالا خوبه تهران نرفتي.. رسما دور از جونت خفه مي شدي دوستم.. منكه چند روز اول ته گلوم تلخ بود .. بعد عادت كردم مثل گذشته ;)

افسانه

سلام مریم جون. خوشحالم که آوا جون خوشحاله و دیگه با اونجا اخت شده. [ماچ]

ali

موفق باشید

زهره

مریم جون سلام.از کارت انصراف دادی ؟راستی مریم جون خواستم ببینم انتقالی برای پرسنل گاز قراردادی به ماهشهر امکان پذیره؟

مهدی

سلام مریم جان، داخل یکی از پستهای شما خوندم که یکی از دوره های تیف رو شرکت کردید. من چند ماه دیگه دارم میرم آدلاید و از هر کسی پرسیدم راجع به نحوه و روند ثبت نام جواب جامعی نگرفتم. خیلی برام مهمه که آیا میتونم از همین ایران اپلای کنم یا حتما باید اونجا باشم. ممنون میشم اگه اطلاعی دارید لطف کنید. سپاس فراوان