سفرنامه استرالیا 4

خیال باطلاما عروسی یه هفته بعد از رسیدن ما برگزار شد. پدر مادر عروس خانم زحمت کشیده بودن و همه وسایل سفره عقد رو از تهران آورده بودن. فکر کنین اونهمه چیز ریزه میزه و ظریف رو با چه دقتی بسته بندی کرده بودن که همش سالم رسیده بود سیدنی. تعجبدستشون درد نکنه.لبخند البته تو فرودگاه یکم بهشون گیر داده بودن که اینا چیه ابروولی وقتی فهمیده بودن به چه منظوره بیخیال شده بودن. خلاصه هم عقد داشتیم هم عروسی.هورا

آرایشگاههای اونجا برای عروس یه چیزی به نام Trial دارن که عروس خانم میتونه قبل از روز اصلی که قراره آرایش بشه یه بار بره آرایشگاه و آرایش مورد نظر روش اجرا بشه تا ببینه خوشش میاد یا نه.مژه عروس خانم ما هم از این موقعیت برای روز عقدش استفاده کرد. درواقع مراسم عقد نداشتیم فقط میخواستیم که عروس دامادمون با سفره عقد هم عکس داشته باشن.قلب  

عکاسی که باهاش قرارداد بسته بودن اسمش کوین بود و به گفته خودشون چندین سال متوالی بهترین عکاس سیدنی شناخته شده بود.از خود راضی 6 ساعت قرار بود همراه عروس داماد باشه 2 ساعت روز عقد و 4 ساعت روز عروسی. بعد هم همه عکسها رو با کیفیت اصلی بهشون بده و کل هزینه 700 دلار.سبز و انصافا چه عکسهایی گرفته بود!خیال باطل

روز عقد که عکسهای خانوادگی کنار سفره عقد و عروس داماد گرفتیم و بعد هم عروس داماد و عکاس رفتن ساحل برای عکس گرفتن.قلب

اما روز عروسی که دو روز بعد بود منو عروس و یکی از دوستامون از نزدیکای ظهر رفتیم آرایشگاه. حدود ساعت 2 آماده بودیم. جالب اینجاست که قیمت آرایش صورت و موی عروس با ما یکی بود. نفری 120 دلار! منتظر

آرایشگر یه خانمی بود که یه رگ ایرانی هم داشت ولی هیچوقت ایران رو ندیده بود و عروس خانم دوست داشتنیمون بغلبرای اینکه سبک آرایشش به ایرانی شبیه باشه این آرایشگاه رو انتخاب کرده بود. آخه نمیدونم دیدید یا نه. اونجا عروسها رو خیلی خیلی ساده آرایش میکنن و موهاشونم خیلی ساده یا باز میذارن و یا میبرن بالا. ولی عروس ما دوست داشت که چهرش یکم متفاوت بشه.عینک

داخل آرایشگاه هم جالب بود. 3تا اتاقک 1 در 1.5 متر بود که جلوی هرکدوم یه پرده داشت و هرکس توی یک اتاقک مشغول کار بود. تازه خود آرایشگره فقط کار آرایش صورت رو انجام میداد و برای مو hair dresser که قبلا بهش خبر داده بود بیاد، کار میکرد.مژه

راستی وقتی منتظر نشسته بودم دیدم یه پسر بیست و خرده ای ساله اومد آرایشگاه و شنیدم که گفت میخواد ابروهاشو برداره! تعجبخندهاول فکر کردم اشتباه شنیدم ولی وقتی نشست روی صندلی و آرایشگر مشغول کار شد فهمیدم اشتباه نکردم!نیشخند برام جالب بود...

خلاصه داماد اومد دنبال عروس و رفتن برای عکس گرفتن و ما هم رفتیم خونه. ماشین عروس هم یک آئودی مدل A6 سفید رنگ بود که برای یکروز به قیمت 120 دلار کرایه کرده بودن. تزیین ماشین عروس هم فقط دو روبان سفید بود که از جلوی کاپوت ماشین به دو سمت پایین برف کنها کشیده شده بود.خنثی

شانس ما اون روز بارونی بودآخ و عروس داماد مجبور شدن جاهای سرپوشیده رو برای عکس گرفتن انتخاب کنن. اول رفتن QVB بعد هتل هیلتون و به هر دردسری بود چندتا عکس هم تو فضای آزاد.

عروسی توی یک رستوران ایرانی برگزار شد با حدود 70 نفر مهمان. عروس داماد حدود ساعت 7 بالاخره رسیدن به سالن و مجلس شروع شد. هوراهوراجای همتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت. البته بگذریم که اولش آوا همش میگفت بغلم کن و نق میزد گریهو نذاشت من برقصم. کلافههمه چیز به خوبی و خوشی برگزار شد و حدود ساعت 12 مراسم تموم شد. در مجموع میتونم بگم که هزینه های عروسی شاید از نصف هزینه ای که تو ایران برای عروسی میشه هم کمتر شد. هیپنوتیزمکل هزینه ها شامل کرایه ماشین، خرید لباس عروس، عکاس، کرایه سالن رستوران، شام، کیک عروسی، آرایشگاه، پذیرایی قبل از شام، DJ و مخارج جانبی شاید چیزی در حدود 5000 دلار شد. تشویقالبته اینو مدیون لطف دوستاشون هم هستن.

هزار و خرده ای عکس هم عکاس گرفته ازشون که واقعا عکسای قشنگیه. لبخندعروسی به یاد ماندنی بود خصوصا برای من که عروسی تنها برادرم بود و با تمام وجود احساس میکردم که مادرم هم در عروسی حضور داره و همه جا همراهیمون میکنه. جای پدر و خواهرم هم خیلی خالی بود. حیف شد که نتونستن بیان.

چندروز بعد از عروسی برادرم بهمون پیشنهاد داد که یه ماشین کرایه کنین و یه سری به بریزبین و گلدکوست بزنین. ما هم از پیشنهادش استقبال کردیم. نیشخندالبته شک داشتیم که با ماشین بریم یا با هواپیما چون بالاخره رانندگی با سیستم فرمان سمت راست کار آسونی نبوداسترس و یکم ریسک داشت. اما از اونجایی که روحیه ماجراجویی بنده رانندگی رو بیشتر دوست داشت چشمکتصمیم گرفتیم که با ماشین بریم. البته ترجمه گواهینامه هامون هم همراهمون بود.

چون این سفر خودش کلی خاطره و حرف داره خودش یه پست کامل میشه و تو پست بعدی درموردش مینویسم.

تا بعد بای بای

بعدا نوشت: چندتا از دوستای گلم خواسته بودن که عکس هم بذارم. عکسهای عروسی رو خب اجازه ندارم اینجا بذارم ببخشید. فقط چندتا عکس میذارم به خاطر گل روی دوستان. اما تو پستهای بعد که از دیدنیهای سیدنی گلدکوست و بریزبین مینویسم عکس هم میذارم.

ماشین عروس

کیک عروسی

و شام عروسی

 

/ 17 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محیا

به به چه خوب من نمی دونستم که عروسی بوده چه عالی خیلی خوب که همه چیز خوب بوده کلی خوشحال شدم

آرجان

مبارک باشه...امیدوارم همیشه شاد باشید.[لبخند]

عادله

دیر رسیدم ولی همه رو می خونم خیلی جالب بود[قلب]

ارس

مرسی عزیزم واسه عکسا.خیلی قشنگن.امیدوارم که همیشه خوشبخت و شاد باشن

علی

مبارک باشه مریم جان. چقدر راحت تره این جور کارا تو کشورهای متمدن. ببین اینجا سنت های دست و پا گیر چه بلایی سر جوونا میاره با این اوضاع اقتصادی. بابت همه چیز ممنون[لبخند]

نارگل

[ماچ]مرسی گلی جون بابته عکس

نارگل

مریم خیلی عصبانی ام چرا دیر مینویسی

آیسان

چقدر همه چی شیک و ساده ... مبارکشون باشههههههه ایشالا خوشبخت باشن [گل]

آیسان

مریم جان ما میخوایم ایشالا اگه بشه اسفند لاج کنیم نامه اسپانسریمون اومده .... الان میخوام بدونم برا لاج چه مدارکی لازمه ؟ البته یه سریارو آماده کردیم ... بعد یه چیز دیگه ما شناسنامه و سابقه کار و بیمه و اینارو اول امسال ترجمه کردیم و مهرم زدیم دوباره باید بدیم ترجمه و مهر کنیم چون شش ماه ازش گذشته یا اسکن همون قبلیارو اتچش کنیمممم؟ بعد دیگه قبلش که کار خاصی نباید بکنیم فقط اسکن مدارک ترجمه شده رو اتچ فرما میکنیم و آنلاین میفرستیم براشون دیگه ...نه!!!!!! یه نفر به همسرم گفته بود قبلش باید یه بار دیگه مدارکتون بفرستین و اونا اسس کنن برا مرحله لاج بعد به شما اون کد رو بدن که شما بفرستین برا اسپانسرتو که یه عالمه طول میکشه ... به محض اینکه لاج کنیم اون کد رو میدن دیگه ما بفرستیم برا اسپانسرمو!!! چون سه ماه بیشتر وقت نداره که برا ما 10 فروردین تموم میشه مهلتش ببخشید سوالم زیاد بود[گل]